تاریخ جامع راهآهن و نیشابور:
کتاب «تاریخ جامع راهآهن»، تالیف محمدکاظم مکملی، زیر نظر شورای بررسی راهآهن جمهوری اسلامی ایران؛ مجموعهای است دو جلدی، که جلد نخست؛ به «راهآهن در جهان»، و جلد دوم؛ به «راه آهن ایران، تا انقلاب اسلامی» اختصاص یافته. این کتاب، به کوشش روابط عمومی راهآهن جمهوری اسلامی ایران در سال 1379، منتشر گردیده است. در این کتاب، در دو موضوع، درونمایههای شایان توجهی درباره نیشابور وجود دارد. نخست؛ اطلاعات تاریخی درباره راهآهن نیشابور است. در فصل ششم جلد دوم (ص591-592) گزارشی از برنامه توسعه شبکه راهآهن در مسیر شاهرود –مشهد ارائه مینماید و میگوید در «قطعات هجده و نوزده از نیشابور تا مشهد، حدود یک سوم کارها انجام شده ...» و در ادامه برنامه زمانبندی اجرای برنامه توسعه خط راهآهن این منطقه را بیان میکند. در فصل بعدی (فصل هفتم)، از افتتاح ایستگاه راهآهن نیشابور خبر میدهد: «مدیر کل راهآهن، پس از سرلشگر گرزن، خواست با پیچاندن اولین پیچ و مهره ریل به تراورس، ریلگزاری خط شاهرود-مشهد را آغاز کند. در این هنگام، وزیر راه، اولین پیچ و مهره ریل را محکم کرد و کارگران، بلافاصله، عملیات ریلگزاری خط را آغاز کردند. این خط، پس از یک سال و پنج ماه، به «ایستگاه نیشابور» رسید و در ایستگاه نیشابور، اول مرداد 1335، طی مراسمی افتتاح شد. به این ترتیب، شهر زیبا و قدیمی نیشابور، زادگاه حکیم عمر خیام، نیز به شبکه خطوط آهن کشور پیوست. این شهر، از طریق راهآهن، 788 کیلومتر با تهران و 138 کیلومتر با مشهد، فاصله دارد.»(ص603)
نیشابور، نقطه اتصال جهانی:
دومین محتوای شایان توجه (مرتبط با نیشابور) در کتاب «تاریخ جامع راهآهن» را در فصل دوم از جلد دوم مییابیم. این فصل، به «راههای قدیمی ایران» اختصاص یافته و به بازشناسی تاریخی راههای ایران در دوره مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و دوره اسلامی تا دوران معاصر میپردازد. بخش «هـ» از این فصل، مربوط به «راههای خراسان؛ راههایی که از بلخ (مزار شریف) و مرو و هرات و نیشابور بیرون میرفت» است. در این بخش، دوازده راه را در محدوده خراسان بر میشمارد که 6 راه اول (ص 65)، «راه بلخ به هندوستان»، «راه بلخ به تبت»، «راه مرو به بلخ»، «راه هرات به مرو»، «راه هرات به سیستان» و «راه هرات به هندوستان» است و 6 راه دیگر (ص66)، جادههایی است که از نیشابور، منشعب میگردد که به ترتیب زیر آمده است:
- راه نیشابور به مرو: پس از گذشتن از کوه ریوند (بینالود امروز) از توس و سناباد (مشهد امروز) به سرخس و از آنجا به مرو میرفت.
- راه نیشابور به هرات: از زائه (تربت حیدریه) یا فریمان به باخرز و از آنجا در امتداد هریرود به هرات میرسید.
- راه نیشابور به شمال: از قوچان به اشک آباد (عشقآباد امروز) و از آنجا به سوی شمال میرفت.
- راه نیشابور به دریای مازندران: از نیشابور به اسفراین میرفت. در آنجا یک راه از گردنه فیروزه به بجنورد و راه دیگر به چمنبید میرفت و تا جنگل، ادامه داشت و از درون جنگل، در امتداد آبدهنه به اینشکلی، تنگران، جرجان (نزدیک گنبد کاووس امروز) منتهی میشد. این راه، از جرجان، به سوی دریای مازندران یا دریای کاسپین (دریای خزر) میرفت.
- راه نیشابور به ری: از دشت جوین به قومس، یا از بیهق (سبزوار، خسروگرد و مزینان) به قومس (شاهرود، دامغان و سمنان امروز)، و از آنجا به خوار میرفت و از سر درّه خوار، به ری میرسید. سپس نزدیکی بستام (بسطام)، راهی از جاجرم و نردین به استرآباد (گرگان امروز) میرفت. از خوار، راه دیگری در امتداد نمرود یا هبله رود به فیروزکوه و از آنجا در امتداد رود تالار (تالاب رود) به مازندران میرسید.
- راه نیشابور به جنوب: از ترشیز (کاشمر امروز) یا از زاوه (تربت حیدریه) به جویمند میرسید. یک راه از تون (فردوس) و طبس (گلشن) به یزد و نایین و راه دیگر به قاین و برجند میرفت. از بیرجند، یک راه به سوی باختر به نایبند و کرمان و راه دیگر به سوی جنوب سیستان وجود داشت.
شبکه راههای ششگانه، نشاندهنده موقعیت وِیژه ارتباطی نیشابور در گذر دورانهاست. دکتر سیدمحمد بهشتی (رییس پیشین پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی کشور)، که این موقعیت ارتباطی را در بستر شبکه راههای ارتباطی فلات ایران -که خود یک کریدور ارتباطی جهانی است- بررسی نموده و اهمیت ارتباطی نیشابور را با تعبیر «نقطه اتصال با تمامی دنیا» توصیف میکند و میگوید: «شهرهایی مانند هنگ کنگ در چین، نقطهی اتصال آن سرزمین، به تمامی دنیا هستند. نیویورک در آمریکا و هامبورگ در آلمان نیز چنین نقشی را ایفا میکنند. نیشابور در ایران نیز به رغم فاصلهای که از دریا دارد، دارای چنین جایگاهی است.» برای خواندن تماممتن مطلب یاد شده، بر روی اینجا کلیک نمایید.
کوه بینالود، کوه رئونت و ناحیه باستانی ریوند:
در بخش پیشین، در میان راههای باستانی نیشابور؛ در توضیحات مربوط به «راه نیشابور به مرو»، به «کوه ریوند» اشاره شده است. این راه، پس از گذشتن از «کوه ریوند» که امروزه «بینالود» نامیده میشود به دشت توس میرسد. پیش از این، در نوشتار «ریوند و بندهش: بُرزینکوه اساطیری نیشاپور، در آغاز آفرینش» به گونهای گسترده، به کوه ریوند، پرداختهایم. اما در اینجا، معرفی «کتاب تاریخ جامع راهآهن»، بهانهای گردید تا در گفتاری فشرده؛ از «رئونت»، «ریوند» و «کوه ریوند» بازگوییم.
«ریوند» زبان پهلوی، که در اوستا؛ به گونه «رَئِوَنت» (Raevant) آمده (بندهش، ص172)، به معنی دارنده جلال و شکوه و فروغ، صفت اهوره مزدا و برخی از ایزدان و آدمیان است و غالبا با «فرّهمند» (از فرّه برخوردار) به همراه میآید.(اوستا، ج2، ص990) از «کوه ریوند» در بند ششم «زامیادیشت» از بخش «یشتها»ی کتاب کهن «اوستا»، با نام کوه «رئونت» یاد شده.(یشتها، ج2، ص330) همچنین «اوستا» در «آتش بهرام نیایش» از «پنج نیایش» در «خرده اوستا»، این کوه را ستایش و نیایش گفته است: «آذر پسر اهورا مزدا! کوه ریوند مزدا آفریده، فرّ ایرانی مزدا آفریده، فرّ کیانی مزدا آفریده، ... بخشنودی شما، ستائیدن و نیایش کردن و خوشنود ساختن و آفرین خواندن» (خردهاوستا، ص132) «ریوند»، همان کوه یا ناحیهای است که آتشکده آذر برزین مهر – یکی از سه آتشکده نامبردار ایران باستان و آتش نگهبان کشاورزان-، بر آن، جای داشته است(یسنا، ص184) «برزینمهر»، به معنای «مهر بلندپایه» است. این آتش، در سرزمین خراسان، در ابرشهر (=نیشابور) بالای کوه ریوند جای داشت.(بندهش هندی؛ ص240) کوه ریوند، نام قدیم کوهستان «بینالود» است که در شمال نیشابور و بین دشت نیشابور و مشهد (=توس) قرار گرفته است.(دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج13،ص460-461.)
ناحیه ریوند، در متون جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی با نام «ربع ریوند» یا «خان ریوند» یا «طسوج ریوند» حضور داشته(تاریخ نیشابور، ص 282؛ فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور، ص120) مرکز ناحیه ریوند، شهری به همین نام، بوده است. برای آگاهی بیشتر درباره شهر ریوند، نوشتار «شهر ریوند کجاست؟» را مطالعه نمایید. ریوند، در دورانهای بعد، به عنوان یکی از بلوکات دوازدهگانه نیشابور، خودنمایی میکند. (جغرافیای حافظ ابرو ، ص 36) و امروزه نیز این نام، بر دهستانی، برجای مانده که در جنوب و جنوب غربی شهر نیشابور گسترده شده است.(نیشابور شهر فیروزه، ص 570، 695) بر پایه مستندات تاریخی و جغرافیایی کهن، حدود ناحیه تاریخی ریوند، بدین گونه است: «از حدِّ مسجد جامع ]شهر نیشابور[ بود تا مزرعه احمدآباد، اول حدود بیهق، طول او سیزده فرسخ. عرض او از حدود ولایت طوس تا حدود بشت. پانزده فرسخ. مشتمل بر زیاده از پانصد دیه که بعضی را یک قنات بود یا دو یا سه یا چهار یا پنج. و ریوند که ربع، به آن منسوب است، قریه کبیره معموره ]روستای بزرگ آبادان[ بُوَد.»(تاریخ نیشابور، ص 214-215) از دیگر درونمایههای مرتبط با «ریوند» میتوان به «آذر برزین مهر»، «دریای سوور»، «پشته گشتاسبان» اشاره نمود.(فرهنگ اساطیر ایرانی، ص39، 280، 231)
منابع:
- «اوستا؛ کهنترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1375.
- «بُندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390.
- «بندهش هندی؛ متنی به زبان پارسی میانه»، تصحیح و ترجمه رقیه بهزادی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1388.
- «تاریخ جامع راه آهن»، محمدکاظم مکملی، تهران: روابط عمومی راهآهن جمهوری اسلامی ایران، 1379.
- «جغرافیای حافظ ابرو»، شهابالدین عبدالله خوافی، تصحیح صادق سجادی و سیدعلی آل داوود، انتشارات بنیان و دفتر نشر میراث مکتوب، 1375.
- «خردهاوستا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1386.
- «فرهنگ اساطیر ایرانی؛ بر پایه متون پهلوی»، خسرو قلیزاده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1392.
- «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، سیدحسین مجتبوی، جواد محقق نیشابوری، حسن نظریان، نیشابور: دانشگاه آزاد اسلامی، 1392.
- «دایرةالمعارف بزرگ اسلامی»، زیر نظر کاظمی موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1383.
- «نیشابور، شهر فیروزه»، فریدون گرایلی، تهران: دامینه، 1375.
- «یسنا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1387.
- «یشتها»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1377.
گردآوری و نگارش: کارنامک ریوند نیشابور
برچسبها: ایستگاه راه آهن نیشابور, ریوند, رئونت, نام قدیم بینالود
