برای دریافت فایل PDF این نوشتار، بر روی اینجا کلیک نمایید.
«رئونت»، «ریوند» و «پیروزه»، درونمایگانی هستند که از دیرزمان، با اقلیم «نیشاپور» یا «ابرشهر» و به گزارش محمد مقدسی –جغرافیدان سرشناس سده چهارم هجری؛ «ایرانشهر خراسان»، رشته پیوند بربستهاند و کهنشهر نیشاپور، پایدارانه و شکوهمندانه، نماد و دارافزین این سرزمین است. او، «شهری است در میان ابرهای اسطوره»(1)؛ شهری که پایهگذاری آن را به انوش پور شیث پور آدم، افراسیاب و ایرج و منوچهر نسبت میدهند(2) و «پایتخت گشتاسب»ش میخوانند.(3) در نگاهی به نسکهای کهن ایرانی؛ نشان بوم نیشابور را در کهنترین سرودهای ایرانیان و در «اوستا» مییابیم؛ در «زامیادیشت»، آنجا که سخن از کوههاست از «رئونت» یاد میشود(4) رئونت، نام کوهی است در نیشابور، که «آذر برزین مهر»، بر فراز آن، جای داشته است.(5) «رئونت» در دورانهای پس از این، «ریوند» خوانده میشود(6) چنانکه در «بُندهش» آمده است: «ریوندکوه به خراسان است که آذربرزینمهر بدان نشیند و او را ریوندی، این است که رایُومند است ... گنابدکوه، به همان پشته گشتاسپان است، آنجا، به ریوند، که خانه آذر بُرزین مهر است، نُه فرسنگ به خاوران سوی»(7) در دورانهای سپسین، سرزمین ریوند اقلیم نیشابور، یکی از بخشهای شهر نیشابور است و «ربع ریوند» نام دارد.(8) ما در اینجا، بر آنیم که «ناحیه ریوند»، «ربع ریوند»، «شهر ریوند» را به یاریگری متون جغرافیایی و تاریخی سدههای نخست هجری و با نگاه ویژه به کتاب «احسنالتقاسیم فی معرفة الاقالیم» تالیف «شمسالدین ابی عبدالله محمد بن احمد مقدسی البشاری» بازشناسیم. گزینش این کتاب، در جایگاه منبع پایهای و بنیادی این نوشتار، از این روی است که در آن، افزون بر پدیداری «ریوند» به عنوان یک ناحیه یا بخش، شهر ریوند و فاصله آن را با سایر شهرها یا نقاط پیرامونی، نشان میدهد و همچنین، به یکی از بنیادیترن ویژگیهای ناحیه ریوند -که همانا «کان فیروزه» است- اشاره میکند.
احسنالقاسیم، ایرانشهر و ریوند: «احسن التقاسیم»، دستاورد جستارگری و دریافتههای مسافرت نویسنده در سرزمینهای متمدن سده چهارم هجری، از شمال آفریقا گرفته تا کران سند، است. این کتاب، یکی از مهمترین و نامدارترین متون جغرافیایی سدههای نخستین هجری به شمار میآید. مقدسی در «احسنالتقاسیم»، سرزمینهای اسلامی را در چهارده اقلیم دستهبندی میکند که از این چهارده، شش اقلیم را عربی و هشت اقلیم را عجمی میداند. اقلیمهای عجمی عبارتند از: خاوران (خراسان)، دیلم، رحاب، جبال، خوزستان، فارس، کرمان، سند. هر اقلیم را چند خوره است، و هر خوره را چند قصبه و هر قصبه را چند مدینه (شهر) است.(9) مولف «احسنالتقاسیم»، نیشابور را در گروه خورههای اقلیم خراسان به شمار آورده و نام خوره و قصبه نیشابور را به نقل از مردم روزگار خود، «ایرانشهر» میگوید.(10) با نگاهی کلی به کتاب جغرافیای مقدسی، «ریوند»، در جایگاهِ؛ الف) یکی از شهرهای اصلی خوره نیشابور و ب) یکی از بخشهای چهارگانه نیشابور است. مقدسی در «باب اختصرناه للفقهاء» شهرهای پیرامون قصبهها را نام میبرد و در اینجاست که «ریوند» را در گروه شهرهای نیشابور (ایرانشهر) برمیشمارد: «و لایرانشهر؛ بوزجان، زوزن، طرثیث، سابزوار، خسروجرد، ازاذوار، خوجان، ریوند، مازل، مالن، جاجرم، و خزائنها طوس، قصبتها الطابران، النوقان و الرادكان و جنابد، استورقان، تروغبذ، نسا؛ مدنها اسفینقان و السرمقان فراوة شهرستانة، و أبیورد؛ مدنها مهنة كوفن.»(11) (برای ایرانشهر (نیشابور) است ]شهرهایِ[: بوزجان، زوزن، طرثیث (ترشیز)، سابزوار (سبزوار)، خسروجرد، آزادوار، خوجان، «ریوند»، مازل، مالن، جاجرم. خزانههای ایرانشهر ]نیشابور[؛ «توس» -که قصبهاش طابران، نوقان، رادکان، جنابذ، استورقان و تروغبذ-، «نسا» -که شهرهایش اسفینقان، سرمقان، فراوه، شهرستانه- و «ابیورد» -که شهرهایش مهنه و کوفن- هستند.) گفتنی است که؛ بازنگری و بررسی شهرهای یادشده در این لیست، خود، نشانگر اهمیت و آبادانی «شهر ریوند» در خوره یا استان نیشابور قرن چهارم هجری است.
«ریوند» افزون بر اینکه نام یکی از شهرهای نیشابور (ایرانشهر) است، نام یکی از بخشها (ربعها)ی چهارگانه شهر نیشابور نیز هست. ابوعبدالله حاکم نیشابوری، در کتاب «تاریخ نیشابور»، از بخش ریوند و شهر (قریه کبیره) ریوند چنین یاد میکند: «اما رَبعِ ریوند: از حدّ مسجد جامع ]شهر نیشابور[ بود تا مزرعه احمدآباد، اول حدود بیهق؛ طول او سیزده فرسخ، عرض او از حدود ولایت طوس تا بشت. پانزده فرسخ. مشتمل بر زیاده از پانصد دیه که بعضی را یک قناة بود یا دو یا سه یا چهار یا پنج. و ریوند که ربع، به آن، منسوب است قریه کبیره معموره بود، بانی آن انوشروان عادل ...»(12) مقدسی نیز «ریوند» را در جایگاه یکی از خانات (بخشهای) نیشابور (ایرانشهر) یاد میکند و مینویسد: «اسم قصبتهم ایرانشهر و لها اربع خانات و اثنا عشر رستاقا و ثلاث خزائن و قصر و دار فالخانات الشامات ریوند مازل بشتفروش، و الرساتیق بشت بیهق كویان جاجرم أسفراین أستوا أسفند جام باخرز خواف زاوه رخّ، و الدار زوزن، و القصر بوزجان، و الخزائن طوس نسا أبیورد، و لهذه الرساتیق التی ذكرنا غیر الخزائن ستّة آلاف قریة مثل عمواس و بها عشرون و مائة منبر.»(13) (نام قصبهشان، ایرانشهر است و دارای چهار خان و دوازده روستا و سه خزینه و یک قصر و یک دار است. پس خانهای آن شامات، «ریوند»، مازل، بشتفروش هستند. و روستاها ]عبارتند از[: بشت، بیهق، کویان، جاجرم، اسفراین، استوا، اسفند، جام، باخرز، خواف، زاوه و رُخ. دار، زوزن ]نام دارد[ و قصر، بوزجان ]است[. خزانهها ]عبارتند از:[ طوس، نسا و ابیورد. روستاقهای یاد شده غیر از خزانههایشان شش هزار دیه مانند عمواس دارند با یکصد و بیست منبر.)
ایرانشهر، ریوند و کان فیروزه: مقدسی در بخش «جانب خراسان» احسنالتقاسیم، در جایی که به توصیف ایرانشهر (نیشابور) میپردازد از بخشها (ربعها) و رساتیق (روستاهای) تابعه نیشابور نیز یاد نموده و هر یک را در قالب توصیفی، معرفی مینماید. او «ریوند» را پس از «ربع شامات» معرفی مینماید و درباره آن مینویسد: «ریوند ربع سریّ نزه كثیر الكروم و الأعناب الجیّدة و الفواكه الحسنة و به سفرجل لا یری مثله به مدینة علی اسمه نزهة یشقّها نهر و بها جامع قد جدّد من الآجرّ.»(14) (ریوند؛ بخشی است والا و پاکیزه، با تاکستانهای بسیار و انگورهای نیکو، و میوههای خوب و در آنجا گلابییی است که همانند آن دیده نشده است، شهری در آنجاست، پاکیزه، به همان اسم ]شهر ریوند[، که نهری آن را به دو نیم میکند. در آن، مسجد جامعی است که آن را از آجر، تجدید بنا کردهاند.) بخش بعدی «احسنالتقاسیم»؛ یعنی «جمل الشئون هذه الأقلیم»، به توصیف شیوه زندگی، مذهب، تجارت، معادن، زبان، خراج، فاصلههای جغرافیایی و ... اقلیم خراسان میپردازد و در همین بخش، از معدن فیروزه نیشابور، بدین مایه یاد میکند: «به معادن كثیرة بنیسابور فی رستاق ریوند معدن الفیروزج ...»(15) (معادن بسیاری در نیشابور هستند؛ در رستاق ریوند، معدن فیروزه است.) کان فیروزه در حدود 53 کیلومتر شمال غربی شهر نیشابور واقع شده است.(16) این معدن، در حوزه شمال و شمال غربی دشت نیشابور، در دامنههای جنوبی ارتفاعات بینالود، و با نگاه تقسیمات جغرافیایی امروز؛ در دهستان فیروزه بخش مرکزی «شهرستان فیروزه» قرار میگیرد(17) و با مرکز شهرستان -«شهر فیروزه» - حدود 35 کیلومتر فاصله دارد. روستاهای معدن بالا و معدن پایین، در حدود 4 کیلومتری این معدن،(18) از نزدیکترین آبادیها به این معدن میباشند و نام این روستاها از پیوند ویژه این روستاها با این معدن، خبر میدهد.
کهنترین مدرک مربوط به فیروزه در دشت نیشابور، ابزار همراه اسکلت 5500 ساله زنی است که در محوطه باستانی برج در شرق نیشابور کشف شده است. بر اساس گزارش باستانشناسان: «در كنار اين اسكلت، كه بر اساس سنتهاي پيشين، به صورت چمباتمه و در فاصله 25 متري كف محل سكونتش به خاك سپرده شده، دو مهره فيروزه، به قطر 1 تا 3 ميليمتر، كشف شده كه در ميان هر يك، سوراخي وجود دارد. اين دو مهره فيروزه، احتمالاً جزو وسايل تزييني مالك اسكلت در زمان حيات وي بوده است.»(19) کان فیروزه و معدن فیروزه نیشابور، از پیشینهای دیرینه برخوردار است و نشان آن را در لابلای کتابهای دورانهای کهن میتوان بازیابی نمود. از منابع کهن که به کان فیروزه نیشابور اشاره کردهاند میتوان از «الجواهر و صفاتها» یحیی بن ماسویه (قرن سوم هجری)، «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم» مقدسی (قرن چهارم هجری)، «جواهرنامه نظامی» محمد جوهری نیشابوری (قرن ششم هجری)، «جهاننامه» محمد بن نجیب بکران (قرن هفتم هجری)، «عرایسالجواهر و نفایس الاطایب» ابوالقاسم عبدالله کاشی (قرن هشتم هجری)، «تنسوقنامه ایلخانی» منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی و ... نام برد.(20) هر یک از منابع کهن، گویای بخشی از آگاهیها و تاریخ فیروزه نیشابور است و کاوش و گردآوری این آگاهیهای کهن، پدیدآورنده اثری ارزشمند خواهد بود که به پیشینه «شهرستان فیروزه» که امروزه نامور، به «پایتخت فیروزه ایران» است، اشاره مینماید. اما گفته مقدسی در «احسن التقاسیم»، هر چند بسیار کوتاه و گذراست ولی همین گفتار که «معدن فیروزه، در رستاک ریوند است»، پرده دیگری را بر هویتنگاری این بخش از اقلیم نیشابور، برمیگشاید؛ به گونهای که «شهرستان فیروزه» را که در حوزه شمال و شمال غربی دشت نیشابور، گسترده شده، میراثدار بخشی شایان از ناحیه باستانی و یا ربع «ریوند» نیشابور درمییابیم.
شهرستان فیروزه و قلمرو فیروزهای ریوند: برای نشان دادن چگونگی همپوشانی «شهرستان فیروزه» بر بخشی از ناحیه تاریخی ریوند، بجاست که به چند نشانه تاریخی اشاره نماییم: ابوعبدالله حاکم (قرن پنجم هجری)، در کتاب «تاریخ نیشابور»، حدود ریوند را چنین نشان میدهد: «اما ربع ریوند: از حد مسجد جامع ]در شهر نیشابور[ بود تا مزرعه احمدآباد، اول حدود بیهق، طول او سیزده فرسخ، عرض او از حدود ولایت طوس ]نام قدیم شهرستان و ناحیه مشهد کنونی[ تا حدود بشت ]نام قدیم شهرستان و ناحیه کاشمر کنونی[. پانزده فرسخ ... و ریوند که ربع، به آن منسوب است قریه کبیره معموره بود ...» (21) با نگاه به گفته حاکم، چنانکه در نقشههای جغرافیایی، موقعیت «شهر توس» در دشت مشهد و «شهرستان فیروزه» در دشت نیشابور را بررسی نماییم، این شهرستان را، دربرگیرنده نیمه شمالی ناحیه یا ربع ریوند درخواهیم یافت. «تاریخ بیهق» ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مدرک دیگر ماست. بیهقی در کتابش نوشته: «و گفتهاند که دیه سنجریدر، از ربع ریوند است.»(22) احمد بهمنیار –مصحح «تاریخ بیهق»- در تعلیقاتش بر این کتاب، نوشته است: «سنقریدر یا سنجریدر، بر وزن صندلی، خُرد-دیهی است میان سبزوار و نیشابور، و مسافت آن تا هر یک از این دو شهر، هشت فرسنگ است و آن را امروز سنکلیدر میگویند و مینویسند و از بخش طاغانکوه نیشابور است.»(23) گفتنی است که در تقسیمات جغرافیایی امروز، بخش طاغنکوه از توابع شهرستان فیروزه، در حوزه غربی این شهرستان قرار دارد و از غرب با بخش مرکزی شهرستان سبزوار همسایه است.(24)
شاهد دیگر را باز از «احسن التقاسیم» میآوریم که به مسافتها اشاره میکند و میگوید: «و تأخذ من نیسابور الی ریوند مرحلة ثم الی مهرجان مرحلتین ثم الی أسفراین مثلها»(25) (از «نیشابور» گرفته تا «ریوند»؛ یک مرحله، سپس تا «مهرگان» دو مرحله، سپس تا «اسفراین»، به همان اندازه.) بر پایه این گفته مقدسی و با نگاه به نقشههای جغرافیای و تصاویر ماهوارهای امروز، چنین برداشت میشود که: 1) شهر یا رستاک بزرگ (= قریة کبیره) ریوند، در حدود منطقه معدن فیروزه قرار داشته است. 2) معدن فیروزه، در حدود 55 کیلومتری شمال غربی شهر نیشابور قرار دارد. 3) شهر یا رستاق ریوند، بر سر راه نیشابور و اسفراین واقع بوده است. 4) اسفراین در شمال غربی دشت نیشابور و شهرستان فیروزه قرار دارد. 5) جاده نیشابور به اسفراین در جغرافیای امروز، راهی است که به طول حدود 170 کیلومتر، از شهر فیروزه، همتآباد، سلطانآباد و حکمآباد گذر نموده و از حوزه جنوبی به شهر اسفراین میرسد.(26) فاصله مستقیم نیشابور و اسفراین، بدون در نظر گرفتن عوارض زمین، حدود 145 کیلومتر است. 6) بر پایه متن تاریخی، فاصله شهر ریوند با نیشابور، یک مرحله؛ با مهرجان، دو مرحله؛ و با اسفراین، چهار مرحله است. یعنی؛ فاصله نیشابور با اسفراین، 5 مرحله است و ریوند، در اولین مرحله است. 7) در جغرافیای امروز، نقاطی به نام شهر یا روستای «ریوند» و «مهرجان» موجود نیست اما چنین به نظر میرسد که با تطابق دادههای پیشگفته، میتوان حدود «ریوند» را نشان داد.
بر اساس تعریفی که دهخدا با استناد به «متن الغة» و «اقربالموارد» از «مرحله» ارائه داده است؛ مسافتی را که مسافر، در یک روز میپیماید یک «مرحله» گویند. بعضی چهار فرسنگ را و بعضی، شش و دو سوم فرسنگ (در زمین هموار) را یک «مرحله» دانستهاند(27)، و هر «فرسنگ»، معادل حدود 6 کیلومتر است.(28) با این پیشینه، یک مرحله را میتوان، مسافتی در حدود 24 تا 41 کیلومتر به شمار آورد که اگر بخواهیم آن را با 5 مرحله مسافت میان نیشابور و اسفراین، تطابق دهیم؛ در تبدیل آن به معیار متریک معاصر، مسافتی بین 120 تا 200 کیلومتر را در پیش رو خواهیم داشت. بر این پایه؛ شهر یا قریه کبیره «ریوند» احتمالا در حدود 32 کیلومتری (مسافتی بین 24 تا 40 کیلومتری) شمال یا شمال غربی شهر نیشابور قرار داشته و «مهرجان» نیز با سه مرحله فاصله، در حدود 96 کیلومتری (مسافتی بین بین 72 تا 120 کیلومتری) شمال غربی شهر نیشابور و در جنوب یا جنوب شرقی اسفراین، واقع بوده است. در دنباله، باید افزود که سه عامل «تشخیص حدود و موقعیت نیشابور و اسفراین در زمان حیات مقدسی، یعنی قرن چهارم هجری»، «تبیین مسیر راهی که با در بر داشتن 5 مرحله، در قرن چهارم هجری، از نیشابور به اسفراین میرسیده» و «تعیین مقدار مسافتی که از «یک مرحله» مورد نظر مقدسی بوده است و مطابقت آن به مسافتشمار متریک امروزی»، پیشنیاز و شرط لازم هر گونه نتیجهگیری است. اما باید گفت که برآیند دادههای متون تاریخی پیشگفته و آگاهیهای جغرافیایی امروز، شهر یا قریه ریوند را به عنوان نقطهای در شمال غربی نیشابور، نزدیک به شهر نیشابور، در مسیر راه نیشابور به اسفراین، که در حدود منطقه معدن فیروزه نیز قرار گرفته است تایید میکند و با نگاه به اینکه؛ معدن فیروزه در 53 کیلومتری شمال غربی شهر نیشابور واقع شده، میتوان بر این گمان بود که «شهر ریوند»، با فاصلهای، در حدود جنوبی و یا جنوب غربی معدن فیروزه قرار داشته است. با این آگاهیها، شهر کهن «ریوند» را باید در «شهرستان فیروزه» و در قلمرو فیروزهای دشت نیشابور بازجُست.
راه روشن آینده: در فرجام این نوشتار، شایسته است باریکسخنی را بازگوییم: فراگویی «ریوند» به گونه Rivand با بُنمایه و ریشه این واژه کهن، همخوانی ندارد و گمان میرود با «ریود» (Rivad) که قریهای در رستاق بیهق نیشابور -و امروز، یکی از روستاهای شهرستان تازهتاسیس داورزن، در غرب سبزوار- است و Rivand خوانده میشود(29)، یکی و همگون پنداشته گردد. بنابراین، بایسته است چنانکه در نسکهای کهن و متون تاریخی و جغرافیایی قدیم نیز آمده است آن را به گونه اصیل خود یعنی «Reyvand» فراگویی نماییم؛ همانگونه که ابن الحق در «مراصد الاطلاع» نیز گفته است «رِیوَند: بكسر أوله، و سكون ثانيه، وفتح الواو، و النون ساكنة، و آخره دال مهملة: من نواحى نيسابور. و هى أحد أرباعها، و هى قرى كثيرة. قيل: هى أكثر من خمسمائة قرية قدر ثلاثمائة و عشرين فرسخا فى خمسة عشر فرسخاً.»(30) باری! ریوند، یکی از پردههای هویت نیشابور فرهنگی و یکی از بُنمایههای تاریخی و فرهنگی «شهرستان فیروزه» است و ریوند نیشابور، نیایشگاه رایومند ایران مزدیسنایی، بر تارک شناسنامه فرهنگی ابرشهر خراسان خودنمایی میکند. اکنون، بر ماست که این شکوه دیرین و این گنجینه کهن را بازشناسیم و به دیگران بشناسانیم؛ این شناخت، راهی است به سوی آینده. چنانکه گفتهاند: ملتی که گذشتهاش را نشناسد، آیندهاش را نخواهد توانست استوار سازد. ما برای شناخت ریوند نیشابور و جای جای سرزمین نیشابور، تا در توان داریم، همه سوی سرتاسر گیتی را خواهیم پویید تا گامی هرچند کوتاه، در این راه، برداریم؛ چونانکه استاد محمدرضا شفیعی کدکنی میگویند: «برای بازسازی این نیشابور، باید جان کَند ... و هر پارهای ازین موجودیّت را، با هر وسیلهای که امکانپذیر است، به دست آورد و بررسی کرد و شناخت؛ درست مانند قدحی بلورین از میراثِ نیاکان تو که بر سنگ، شکسته است و هر پارهای از آن، در گوشهای افتاده و تو میخواهی اجزای پراکنده آن قدح شکسته را، با کیمیای عشق، به هم جوش دهی و آن را از نو بیافرینی. تا این قدح، کامل شود، به تمام ذرّات گمشده آن، نیاز داری ...»(31) ما ابرشهریان، ما باورمندان آرمانشهر، برین راهیم و این راه، روشن است ...
این نوشتار، تقدیم میگردد به: همشهریان و همسرزمینان مِهرپروَرمان در شهرستان فیروزه، اهالی فرهنگپرور دیار نیشابور –ابرشهر خاوران- و همگان دلبستگان کهکشان درخشان فرهنگی خراسان و فرهنگ و تمدن ایران بزرگ. «کارنامک ریوند نیشابور»
پانوشتها:
1. اشارهای است به پیشگفتار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر کتاب «تاریخ نیشابور» ابوعبدالله حاکم نیشابوری، بدین مایه: «این نیشابور، در نگاه من، فشردهای است از ایران بزرگ. شهری در میان ابرهای اسطوره و نیز در روشنای تاریخ ...». نگاه کنید به: «تاریخ نیشابور»، تالیف ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ص 13.
2. «تاریخ نیشابور»، همان، ص 196-197.
3. «پایتختهای ایران»، به کوشش محمدیوسف کیانی، ص 738.
4. «اوستا؛ کهنترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، ج1،ص 486.
5. همان، ص 990؛ نگاه کنید به: «رایومند» و «رئونت» در همین منبع.
6. «پایتختهای ایران»، ص 327.
7. «بندهش»، فرنبغ دادگی، ص 72-73.
8. «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، سید حسین مجتبوی، ص 119-120.
9. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف شمسالدین ابیعبدالله محمد المقدسی، ص 47.
10. همان، ص 299.
11. همان، ص 50-51.
12. «تاریخ نیشابور»، همان، ص 214-215.
13. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، همان، ص 300.
14. همان، ص 316-317.
15. همان، ص 326.
16. «درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور»، علی طاهری، ص 128.
17. «معرفی شهرستان فیروزه: جغرافیای طبیعی»، تهیهکننده محمدرضا تاجیک، وبگاه فرمانداری شهرستان فیروزه، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
18. «معرفی شهرستان فیروزه: جاذبههای گردشگری»، تهیهکننده محمدرضا تاجیک، وبگاه فرمانداری شهرستان فیروزه، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
19. «محوطه باستانی تپه برج نيشابور»، ققنوس شرق، وبگاه ابرشهر دانشنامه نیشابور، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
20. منابع یاد شده، دستاورد کاوش و بررسی نگارنده میباشند و به عنوان نمونه در اینجا یاد شدهاند. بدیهی است که با کاوشهای گستردهتر، پدیدآوردن کتابی با عنوان «کتابشناسی فیروزه» یا «مدرکشناخت فیروزه» یا «ماخذشناسی فیروزه» یا «نسکشناخت پیروزه»، دور از ذهن نیست. شناخت کتابها، مقالهها و نسکهایی که به پیروزه پرداختهاند خود میتواند بسترساز پدیدآیی اثری باشد که در آن با نگاه ویژهای به هویت تاریخی و فرهنگی «شهرستان فیروزه» و «بوم پیروزهای اقلیم نیشاپور» پرداخته گردد. امیدواریم این ایده پژوهشی، که دارای ارزش ویژهای نیز هست، مورد توجه قرار گرفته و به زودی به همّت و کوشش یکی از فرزندان شهرستان فیروزه و یا نیشابور، جامه تحقق پوشد.
21. «تاریخ نیشابور»، همان، ص 214-215.
22. «تاریخ بیهق»، تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، ص 35.
23. همان، ص 337.
24. «معرفی شهرستان فیروزه: جغرافیای طبیعی»، همان.
25. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، همان، ص 352.
26. به باور نگارنده و با نگاه به شواهد تاریخی و باستانشناسی منطقه، گمان میرود: در دوران کهن، راه دیگری، با کمی دگرگونی از «مسیر نیشابور- شهر فیروزه- همتآباد-سلطانآباد- حکمآباد -اسفراین» بر این پهنه، پای داشته است و آن مسیر، میتواند «نیشابور- شهر فیروزه- همتآباد- سلطانآباد- رباط جز- صفیآباد- اسفراین» باشد. «رباط جز» روستایی است که در دشت پاییندست «دره یام» و در همسایگی نزدیک و شمال غربی «سلطانآباد» -مرکز شهرستان تازهتاسیس خوشاب- قرار گرفته است. بخش نخستین نام «رباط جز»، یعنی «رباط» (= کاروانسرا)، میتواند بر کاربرد توقفگاهی این نقطه در گذشتههای دور دلالت داشته باشد. «رباط جز» در حدود 27 کیلومتری جنوب شرقی «صفیآباد» -مرکز بخش «بام و صفیآباد» شهرستان اسفراین- قرار دارد. بقایای رباط دیگری به نام «رباط روانیز»، در شمال صفیآباد، جای دارد. صفیآباد، با فاصلهای در همسایگی «درّه یام» قرار دارد. روستاهایی همچون گل گنبد، یام، سرخ، بابالنگر، دیوانگاه، نوروزی، دزق، کوشک، کاهان، بسک، اردنج، داراب، درگاهآباد، دربند، نشیب و ... در حوزه این درّه قرار گرفتهاند. صرفنظر از تعاریف قراردادی تقسیمات جغرافیایی سیاسی امروز؛ این ناحیه، به طور سنتی، بخشی از حوزه جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی «منطقه سرولایت» و «ولایت ارغیان» قدیم به شمار میآید. سرولایت، ریخت عمومی کوهستانی دارد و با در بر داشتن میراثی شایان توجه از آثار و بناهای کهن، دارای ارزش ویژهای از دیدگاه باستانشناسی است؛ برای روشنتر شدن این گفته و به عنوان نمونه، میتوان به تپه سلطان میدان، سردابه یام، تپه چنگه قلعه چهارگوشلی، تپه دیوانخانه چکنه، گنبد سنگی کلیدر، تپه میانده طالبی، چهارطاقی میرمظفر و ... اشاره نمود. در نزدیکی بابالنگر -از روستاهای دره یام-، بقایای یک چهارطاقی سنگی، جای گرفته است که قدمت آن را دوران پیش از اسلام و کاربری آن را بنای مذهبی یا آتشکده دانستهاند. با وجود این شواهد، میتوان چنین پنداشت که در دوران ساسانی و پیش از آن، راهی برای دسترسی نواحی پیرامونی به این آتشکده، پای گرفته باشد. این راه که زائران و نیایشگران را به آتشگاه و نیایشگاه میرسانده است، در سوی جنوب و در دهانه درّه یام، به راه دیگری میپیوسته و آن راه، از سوی خاور، به ابرشهر -مرکز ایالت- و در باختر به سوی اسفراین (اسپرائین) میرفته است. مسیر «نیشابور ... رباط جز، صفیآباد، اسفراین» که به طول حدود 165 کیلومتر با جهت جنوب شرقی به شمال غربی است، میتواند بستر راه باستانیای باشد که از ابرشهر به اسپرایین و سپس به گرگان و کرانههای دریای مازندارن میپیوسته است.
27. «لغتنامه دهخدا»، ج 13، ص 20624.
28. همان، ج 11، ص 17075.
29. نگاه کنید به نوشتار: «بازشناسی ریود بیهق و ریوند نیشابور؛ رهیافتی بر جایابی بُرزین مهر»، پژوهش و نگارش کارنامک ریوند نیشابور.
30. «مراصد الاطلاع علي اسماء الامكنه والبقاع»، صفیالدین عبدالمومن بن عبدالحق بغدادی، ج2، ص650.
31. «تاریخ نیشابور»، همان، ص 13.
منابع:
- «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف شمسالدین ابیعبدالله محمد المقدسی، بیروت: دار صادر، ۱۹۰۶م = ۱۲۸۵ق.
- «اوستا؛ کهنترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1375، ج1، ص 486.
- «بندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390.
- «پایتختهای ایران»، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1374.
- «تاریخ بیهق»، تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، با تصحیح و تعلیقات احمد بهمنیار، کتابفروشی فروغی، چاپ سوم، 1361.
- «تاریخ نیشابور»، تالیف ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375.
- «درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور»، علی طاهری، نیشابور: ابرشهر، 1384.
- «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، نویسندگان سید حسین مجتبوی، جواد محقق نیشابوری، حسن نظریان، نیشابور: دانشگاه آزاد اسلامی، 1392.
- «لغتنامه دهخدا»، زیر نظر محمد معین و سیدجعفر شهیدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1377.
- «محوطه باستانی تپه برج نيشابور»، ققنوس شرق، وبگاه ابرشهر دانشنامه نیشابور، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
- «مراصد الاطلاع علي اسماء الامكنه والبقاع»، صفیالدین عبدالمومن بن عبدالحق بغدادی، تحقیق و تعلیق علیمحمد البجاوی، بیروت: دارالجلیل، 1412ق= 1922م.
- «معرفی شهرستان فیروزه: جاذبههای گردشگری»، تهیهکننده محمدرضا تاجیک، وبگاه فرمانداری شهرستان فیروزه، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
- «معرفی شهرستان فیروزه: جغرافیای طبیعی»، تهیهکننده محمدرضا تاجیک، وبگاه فرمانداری شهرستان فیروزه، تاریخ مشاهده 09/12/1393.
